طول درمان بیماری پسوریازیس با ازون

پسوريازيس و اعصاب

فاکتور احساسی
شايد سؤالي كه اغلب توسط psoriatics ها مطرح مي شود در مراجعه اوليه آنها به دفتر “Doctor، پسوريازيس ناشي از اعصاب نيست؟” و پاسخ “بله، این می تواند باشد اما نه همیشه”.
با “اعصاب” بیماران به معنی اتصالات عصبی تشریحی به و از ستون ستون فقرات نیست، همانطور که قبلا شرح داده شده است. آنچه که آنها به معنی عصب در این مورد هستند تنش عصبی، تحریک پذیری، تشدید، استرس، فشار داخلی و یا شغلی است. به طور خلاصه، احساسات آنها در مورد چیزها، حالت احساسی آنها، عامل عاطفی است.
اگرچه نمیتوانید احساسات را ببینیدیا اندازه بگیرید، مطمئنا می توانید اثرات آنها را مشاهده کنیدیا تجربه کنید. در مورد پسوریازیس، احساسات منفی است که می تواند واکنش زنجیره ای را شروع کند، که منجر به افزایش بیش از حد در سیستم در طول مدت زمان طولانی می شود، که می تواند به شکست نهایی دیواره روده کمک کند.
در طول کار ادگار کایس، ما به طور مداوم یادآوری می کنیم که خصومت های ما را نسبت به دیگران محدود کنیم. شما نمیخواهیدیک دستمال کاغذی باشد، اما برگزاری ناراحتی و بدبختی (حتی اگر ظاهرا موجه است) تنها منجر به مسمومیت سیستم خود می شود. در واقع، چنین نگرش ها می توانند بدن اسیدی را حتی بیشتر از غذای اشتباه مصرف کنند.
تجزیه و تحلیل شیمیایی از تنش مجرمان ثابت کرده است که ترشحات بدن تحت تاثیر احساسات مختلف تحت تغییرات مشخصی قرار می گیرند. ممکن است وجود خشم پنهان، ترس، غم و اندوه و یا تردید را شناسایی کرده و یکی از دیگران را تنها از این تفاوت شیمیایی در مایعات تشخیص دهیم.
جوشیک مرد عصبانی شامل سم مرگبار است. آشنا بیشتر این واقعیت است که ترس شدیدیا خشم میتواند شیر مادر مادر را مسموم یا خشک کند و حتی احساسات ناخوشایندیا ناراحتی کمتری از کیفیت آن کاسته شود. غم و اندوه خشونت آمیز و یا ترور به همین ترتیب رنگدانه غدد را در ریشه مو تاثیر می گذارد، به طوری که چند ساعت بعد موهای سفید را روشن کنید. خبر خوب چشمان را روشن می کند و شکل چسبیده را اصلاح می کند؛ اخبار بد blanches گونه و از بین بردن اشتها. تایید شده است که افراد معلول در مواقع اضطراری اضطراری بدون نیاز به ملاقات با چندینبار اعتقاد دارند.
ویرجیل از سربازانش گفت: “آنها توانایی دارند زیرا فکر می کنند که قادر هستند” و نظریه مولفورد که کیفیت فکر می کند شرایط بدن را به خوبی برآورده می کند. این در مورد بیماری های عصبی کمتر از دیگران است، اما در این موارد، به علت نزدیک بودن رابطه مستقیمی بین مغز و سیستم عصبی، به سرعت و به راحتی قابل اثبات است.
اصطلاح “نورودرمیتیس” در سال ۱۸۹۱ توسط دو پزشک فرانسوی لوئیس برکق و لئونارد Jacquet به منظور توصیف اختلالات پوستی که منشاء آنها در حالت های عاطفی است توضیح داده شد. در همان سال، یک دانشمند روسی،A. G. Polotchoff، پیشنهاد کرد که گاهی اوقات اختلالات عاطفی در میان علل پسوریازیس وجود دارد.
از آن زمان، تحقیقات، به ویژه توسط متخصصین روانشناختی متخصص پوست، نشان داده اند که اختلالات پوست اغلب باعث مشکلات روحی و برعکس می شوند. یکی از بیماران من قطعا علت پسوریازیس خود را به طلاق دردناکی که او بیست سال پیش تجربه کرده است، حتی اگر هم اکنون ازدواج شاد و موفق داشته باشد، متوجه می شود. پسوریازیسیکی دیگر از بیماران پس از او از “آقای راست” ازدواج کرد. پسوریازیسیکی دیگر از بیماران پس از اینکه طلاق گرفت، پاک شد. همه اینها به ما چه می گویند؟ به طور بی وقفه ما را به ما می گوید که واکنش شخصی ما به یک وضعیت،تاثیری را که موقعیت خاص بر ما دارد تعیین می کند.
جینE. برودی، در مقاله ی نیویورک تایمز که از ۲۴ مه ۱۹۸۳ به خوبی مستند شده است، “احساساتی که تا حد زیادی بر همه بیماری های انسانی تأثیر می گذارد” اشاره به کار دکتر جورج ف. سلیمان، روانپزشک دانشگاه کالیفرنیا است. او گفت: “ذهن و بدن جدایی ناپذیر هستند.” برودی نوشته است:
مغز بر تمام انواع فرآیندهای فیزیولوژیکی تأثیر میگذارد که زمانی تصور میشد که به طور مرکزی تنظیم نشوند. مطالعات همچنین نشان می دهد که مفهوم سنتی “استرس” به عنوان یک رویداد زندگیپرخطر، بیش از حد نامشخص است برای استفاده به عنوان اندازه گیری تنش بر سلامت. براییک نفر ناراحت کننده ممکن است برای دیگران تحریک کند. در عوض، محققان دریافتند این است که چگونه یک فرد به رویدادهای زندگی پاسخ می دهد، نه خود حوادث، که بر حساسیت به بیماری تاثیر می گذارد. مطالعات نشان می دهد که عدم موفقیت در مقابله با استرس می تواند تواناییفرد برای مبارزه با بیماری را مختل کند؛ در حالی که مقابله مناسب با زندگی با استرس زیاد ممکن است منعکس کننده “سختی روحی” باشد که در واقع محافظتی است.
این که ما در خودمان توانایی تصمیم گیری درباره واکنش ما به رویدادهای زندگی را به من می دهم، یکی از کشف های عمیق ترین زمان ماست، زیرا که ما وضعیت شادی (یا بدبختی) را به طور گسترده ای در دستان خود قرار می دهیم. برای مثال،

توهینیا هدفمند مورد آزار و اذیت قرار گرفتن در معرض اولیه ترین احساسات انسانی – خشم. با این حال، خشم کنترل نشده موجب شده است که درد و دشواری با وضعیت ناشی از نفرت و خشم همراه باشد. علت اصلی، چه کلمات مضر یا اعمال، اغلب از بین می رود، فراموش می شود، یا در مقایسه با پیامدهای طوفانی ناخوشایند است.
برخی از خوانندگان ممکن است کمبود بنزین در سال ۱۹۷۳ را به یاد داشته باشند. خطوط اتومبیل در ایستگاه های بنزینی در مقابل یکدیگر، باعث ایجاد فشارهای خشن در میان رانندگان، آسیب فیزیکی و حتی قتل می شوند. از آنجا که نفرت از این اتفاق افتاده است، سم روانی به ذهن بسیاری از رانندگان رسیده است، که منجر به مجازات در هزینه های قانونی، جراحات جسمانی و حتی مجازات های زندان می شود.
چرا این همه اتفاق افتاد؟ به دلیل شرایط منفی عاطفی. خوشبختانه چنین موقعیت های شدید نادر است. این روزها، تحریکات نسبتا جزئی است که ما باید از آن دفاع کنیم. این بدان معنا نیست که ما باید شخصیت های غیر انسانی، ناتوان، و خسته کننده باشیم. هیچ کس خواسته یا انتظار نمی رود که در وضعیت خشونت قرار گیرد. ابراز وجود خود، حتی به شدت، با سلامت روان سالم است. این فریب این نیست که تحقیرات داخلی و افکار محکوم را تحمل کند، زیرا این می تواند خون را همانطور که قبلا ذکر شد مسموم کند. اشتباه نکنید- کسی که نفرت دارد بیش از آنکه نفرت داشته باشد رنج می برد. براییک چیز، کسی که متنفر است، در بسیاری موارد حتی از آن آگاه نیست. اما کسی که از متن متنفر است، روز به روز از آن آگاه است و تجربیات پس از آن که نفرت را تحمل می کند، باعث ایجاد سموم، سموم و اسیدیته می شود.
در حالی که من کارمند در دنور، کلرادو بودم، لذت و افتخار من برای شخصا یکی از معروف ترین متفکران زمان ما، Manly Palmer Hall بود. کلمات الهام بخش او از شفا، هنر الهی بر روی این موضوع به وضوح امروز به عنوان روشن می شوند:
احساس منفی تسکین ترس و ترس و فوبیایکی دیگر از احساسات نامعقول، نفرت است؛ به عنوان یک شکل شدید از ناسازگاری تعریف شده است، به آن کسی که از نفرت نسبت به هدف نفرت نفرت دارد، بسیار خطرناک است.
هیچ سلامتی از کجا نفرت نفرت دارد، احساس عاطفی هیچ کس نمی تواند متنفر و سالم باشد. اساسا انسانی است که فردی را دوست دارد که به او آسیب برساند، کالاهای دنیوی او را نادیده بگیردیا دستاوردهای معقول او را ناامید کند. گسل دیگر شخص ممکن است عالی باشد، اما کسی که از او نفرت دارد، صرفنظر از اینکه علت چیست، اشتباه بزرگ است
گسل دیگر شخص ممکن است عالی باشد، اما کسی که از او نفرت دارد مهم نیست که تنها علت آن گسل چیست و چه بزرگتر است. احتیاط سنتورانه، برای انجام کارهای خوب برای کسانی که با کمال استفاده از ما هستند، تنها بیان شایسته ای از حقیقت معنوی نیست، بلکه یک

اصل اصلی روان اوزن اوزن درمانئ DIVئی.
برعکس، کسی که صبر، ناتوانی و مهربانی را تجربه می کند، عواقب چنین نگرشی هایی را تجربه می کند: سلامت تابشی، شادابی و شادی. اصل سه گانه ذهن، بدن و روح را نمی توان جدا کرد. تمرین نگه داشتن ذهن خالص تعصب، نفرت و حسادت، و بدن با افزایش انرژی، توانایی و نیرومندیپاسخ می دهد. بدن را داخل و بیرون پاکسازی کنید، انعطاف پذیر و فعال باشید، و ذهن با شور و شوق، شادابی و شدت واکنش نشان می دهد.
به فردی که نگرش منفی را توجیه می کند با گفتن “اما من نمی توانم به آن کمک کنم، این همان راهی است که من هستم” می گویم “آیا سعی کردید؟” آیا هر یک از ما می دانستیم چگونه دوچرخه سواری کنیم وقتی که ما جوان بودیم، قبل از اینکه سقوط و تجملات لازم را انجام دهیم؟ ما همه شناگران را به دنیا آوردیم؟ نه، ما مجبور بودیم همه چیز را یاد بگیریم. این همان اصل مربوط به ورزش، و یا هر فعالیت دیگر جسمی و روحی و همچنین فرآیندهای تفکر است. تا آنجا که به نگرش شما مربوط می شود، یاد بگیرید که به گونه ای فکر کنید که به بهترین وجه منافع شما را تامین کند. دیدگاه دیگری ممکن است همه چیز مورد نیاز باشد. نشان داده شده است که یک استدلال خشونت آمیز میتواند با استفاده از حس شوخ طبعی به سرعت بلافاصله جبران شود. من می توانم یک داستان واقعی راجع به این که چگونه یک بانوی پیر که از یک رنجر می تواند دریک خیابان تاریک، اسلحه در دست، و قصد نابود کردن او از آنچه که کمی داشت و احتمالا باعث آسیب فیزیکی شده بود، به یاد بیاورد. هنگامی که دزد در برابر او پرید و تفنگش به چهره اش اشاره کرد و از کیف پولش پرسید: “اوه، مرد جوان، مشکل چیه؟ آیا می توانم شغلی پیدا کنم؟ می دانید من سرزنش نمی کنم شما، پیدا کردن یک شغل بسیار دشوار است این روزها آیا اینیک اسلحه واقعی است؟ من می توانم آن را ببینم؟ من قبل از دیدن هرگز یک واقعی نیستم. ” او پاسخ داد: “لعنت به خانم، من همه را به اشتباه گرفتم”، و به شب فرار کرد.
او به همان شیوه ای که پیش بینی کرده بود پاسخ نمی داد. وحشت، ترس و تسلیم واکنش طبیعی بوده است. اما سردرگمی ادعا کرد که ذهن مرتکب شده، زیرا واکنش او تمام قوانین را شکست. با اتخاذ روشی آرام و آرام، زن از دزدی و آسیب رساندن اجتناب کرد، در حالی که در همان زمان مانع از انجام جرم شد.
ما باید درک کنیم که تا حد زیادی، ما قدرت کنترل واکنش ما را نسبت به آنچه اتفاق می افتد به ما می دهد. به بیان دقیق تر، این چیزی نیست که ما به آن برسیم؛ این چیزی است که ما فکر می کنیم که چه اتفاقی برای ما می افتد که بدبختی و خوشبختی ما را تعیین می کند.
ساخته شده در آنتن

ایده که شرایط تشدید کننده و یا واکنش یک فرد به این شرایط، تأثیری که بر روی پوست تاثیر می گذارد، چیزی برای بیشتر پسوریاتیک نیست. یکی از بیمارانم به طور خاص هیچ مشکلی در رابطه با این مفهوم وجود ندارد. بلافاصله پس از بیست سال درگذشت، او به راحتی می پذیرد که همه انواع احساسات روی پوست او، معمولا در واکنش به فشارهای مربوط به شغل، تجربه می کند. پوست او تقریبا در حالی که ناراحت است به او فریاد می زند. خارش، سوزش سوزن شدن، سوزش سوزن شدن، و زخم شدن، واکنش سریع هستند. اگر چه این بیمار از تمامی دیدگاههای رژیم از قوانین پیروی می کند، اما او یک مورد است که ما هر دو قبول داریم که علت اصلی آن عاطفی است.
تدA. گروسارت، یک روانشناس بالینی در بیمارستان بت اسرائیل در بوستون و در بخش روانپزشکی دانشکده پزشکی هاروارد در یک مقاله فوقالعاده آموزنده با عنوان “آوردن صلح به پوست فرو رفته” (روانشناسی امروز، فوریه ۱۹۸۲) “علل اختلالات پوستی متنوع هستند. واریته در بعضی موارد نقش دارد. باکتری ها، ویروس ها، و عوامل مضر شیمیایی در سایر موارد مهم هستند. هر کدام از علت های اصلی، مشکلات عاطفی می توانند موجب افزایش شدت و شدت حملات شوند. علت اصلی برخی اختلالات. ” گراسبرت ادامه داد: “پوست یک زندگی عاطفی از خود دارد. به یاد می آورد، خشمگین، گریه می کند و گناهان واقعییا تصور را مجازات می کند.”
هیچ سوالی وجود ندارد که ما با شمشیر دو لبه برخورد می کنیم. وضعیت پوست بر احساسات تاثیر می گذارد و احساسات بر روی پوست تاثیر می گذارد. تعامل بین این دو وجود دارد که نمی توان انکار کرد.
خوشبختانه کمک به یکی دیگر به دیگران کمک می کند، که شاید توضیح دهد که چرا باید سعی کنیم افکارمان را سازنده نگه داریم. هنگامی که بیمار می آموزد که احساسات خود را کنترل کند، پوست بهبود مییابد. هنگامی که برنامه های خارجی به پوست کمک می کنند، احساسات کاملا تحت تأثیر قرار می گیرند و باعث ایجاد احساس خوشحالی و امیدواری می شوند. به همین دلیل من بیماران را، به ویژه افرادی که به شدت تحت تأثیر قرار می گیرند، از مصرف نور کنترل شده اشعه ماوراء بنفش یا سایر روش های پزشکی اثبات شده برای کمک به پاک کردن پوست، در صورت تمایل، دلسرد نمی کنند. این در رژیم دخالت نمی کند. اگر آن را به یک فرد کمک می کند احساس خود را در مورد خود بهتر است، اینیک اضافه است. با این وجود، بهتر است با تمام اقدامات دیگر که مشخص شده است، همچنان ادامه یابد. اگر یک
با این وجود، بهتر است با تمام اقدامات دیگر که مشخص شده است، همچنان ادامه یابد. اگر و هنگامی که نور UVیا برخی از این اوزن اوزن درمانئ DIVئ به طور موقت پوست را پاک می کند، تأکید می کنم که بیمار نباید اعتقاد داشته باشد که مشکل به طور دائم حل شده است و اکنون می تواند رژیم را بی خطر کند.
در بار یک پارادوکس
افرادی هستند که از همه ظواهر بیرون می خواهند خود را از بین ببرند

این بیماری، اما هنگامی که موفقیت در پیش می رود، آنها قوانین را عقب می اندازند و به شکست می رسانند، به این ترتیب موجب خرابکاری آنها شده و اجازه می دهد که بیماری بازگردد. بدون تردید آنها این بازی را انکار می کنند. با این وجود، در برخی موارد، درست است. سالهاست که ممکن است مرکز توجه بوده و با همدردی و دلسردی به طور دائمی در معرض دشواری قرار گرفته اند. آنها ناخودآگاه احساس می کنند که رهایی از این بیماری تهدیدی برای مرکز توجه است. آنها در یک اختلال روانی هستند. از یک طرف آنها می خواهند اوزن اوزن درمانئ DIVئ شوند؛ از سوی دیگر، آنها ترس دارند که این جایزه را که همه ما مایل به آن هستند، از دست خواهیم داد. هنگامی که آنها با این پارادوکس برخورد می کنند و آن را برای آنچه که هست مشاهده می کنند، معمولا بهبود مییابند.
علاوه بر این، داشتن بیماری به این عادت تبدیل شده است که برخی افراد نمیتوانند بدون آن تصور کنند. اما آنها باید،یا نتایج کمی و یا وجود ندارد. آنها باید “دوست قدیمی” را از بین ببرند، زیرا آنها “درد قدیم” هستند.
کسانی هستند که احساس می کنند که این بیماری به عنوان یک نوع از خود مجازات به دلایلی که آنها می دانند، باید حفظ شوند. این که آیا آنها شایسته چنین مجازات هستند در کنار نقطه است. واقعیت این است که آنها فکر می کنند که انجام می دهند، بنابراین آنها قاضی و هیئت منصفه خود می شوند. من سعی می کنم به چنین افرادی بگویم که برای خودشان سالم تر و راحت تر زندگی کنند.
پیچش مثبت
وضعیت های پر تنش معمولا با شرایط منفی ارتباط دارند. ما اغلب زخم ها، سردرد، عصبانیت و و شرایطی مانند سوء هاضمه را به وضعیت ناراحت کننده مرتبط می دانیم. شاید موضوع شرایط کاری ما، یک موضوع عاشقانه که به تلخی گراییده، اختلاف خانوادگی یا فشارهای مدرسه ای در میان باشد. ما همچنین باید این واقعیت را که احساسات استرس زا می تواند ناشی از فرصت های شاد باشد، که بر حسب رفتار فرد بر روی او تاثیر می گذارد. به عنوان مثال، یک بیمار در شرایط آرتریت پسوریازیس وقتی ناگهان آرتریت در مفاصلش ظاهر شد، بسیار عملکرد خوبی داشت هرچند که ضایعات روی پوست او باقی ماند. ما تمام جنبه های رژیم را مورد بررسی قرار دادیم تا ببینیم که آیا وی عمدا به نقض بخش هایی از اصول اوزن اوزن درمانئ DIVئی پرداخته است یا خیر که اینگونه نبود. بعدا در مکالمه ای که چند روز قبل از شروع نامزدی برای ازدواج انجام شده بود، ضایعات ظاهر شده بودند. وقتی که پرسیدم آیا فکر می کند که تحت تاثیر فشار عاطفی قرار داده است – حتی اگر به دلیل شادمانی بوده باشد – و ایشان به سرعت پاسخ داد بلی. این تنها توضیحی است که ما می توانستیم ارائه دهیم و اشان به طور کامل این پیام را مورد تقدیر قرار داد.
در نگاه اول ممکن است این موضوع تضاد به نظر برسد، اما من اطمینان دارم که اینگونه نیست. شما می بینید که این موضوع رویداد شادی نبوده است که این زن با آرتریت مواجه شده است اما نگرانی هایی که همراه این رویداد ایجاد شد، هرچند که شادی کل وضعیت را تحت تأثیر قرار داد. مجددا بگذارید توجه داشته باشیم که این تجربیات عاطفی نیست که واکنش فیزیکی ما را تعیین می کند؛ بلکه نگرش ما نسبت به وقوع رخداد هاست که پاسخ ما را هدایت می کند.
معجزات کار ذهنی – یا شور بختی ها!
من اغلب مکالمه ای را که در بیمارستان دنور با بیمار داشتم را بازگو می کنم. این موضوع تقریبا مشابه با این نوع واکنش است، اما درجه بسیار ویرانگر تری دارد. این انسان شریف برای مدت چندین سال در یک فروشگاه معروف و شناخته کار می کرده است. هدف او تبدیل شدن به یک مدیر بخش بود، و وی برای سال ها در پی این بود تا از طریق هر راه ممکن به تلاشش ادامه دهد. روز موعود فرا رسید. او اطلاع پیدا کرد که در یک تاریخ خاص، او باید به عنوان مدیر کل اداره فعالیت کند. صبح روز بعد، آن مرد نمی توانست از تخت خود خارج شود. یک شکل فلج هیستریک تمام بدن وی را فلج کرده بود. بعد از آن با تشخیص بیماری مولتیپل اسکلروز اسپاستیک مواجه شد که این یک بیماری پیشرفته بود که هیچ امیدی به اوزن اوزن درمانئ DIVئ آن وجود ندارد.
در اینجا وضعیتی توصیف می شود که در آن یک مرد برای رسیدن به موقعیتی که برای آن تلاش می کند و ظاهرا آرزویش را دارد در حال پیش می رود، اما در مورد او، به دلیل نگرانی هایش و به دلایلی که ممکن است هرگز شناخته نشود، واکنش فیزیکی بدنش موجب بروز بیماری شدید شد. آیا این موضوع به خاطر وجود یک ترس ناخودآگاه از کارهای جدید بود؟ ممکن است برای افراد دیگری، واکنش نوعی متفاوتی داشته باشد، اما برای ایشان، این موضوع به وضوح بیش از آن چیزی بود که وی بتواند تحمل کند. شاید این موضوع مولفه نهایی بود که باعث ایجاد یک فرآیند بیماری اصلی شد.
در سمت روشن تر
برای تقریبا دو سال، این خوش شانسی من بود که یک منشی زن جوان و جذابی داشته باشم که من ایشان را جودی صدا می زدم. جودی یک دختر جذاب ترین، دوستانه و پر انرژی هجده ساله بود که به صورت هم زمان سه شغل داشت، حضور در مدرسه که بین دوستانش نیز بسیار محبوب بود اما ایشان دچار مشکل پسوریازیس بود.
پس از فارغ التحصیلی، جودی تصمیم گرفت تا به غرب بیاید و به عنوان یک پیش خدمت کار کند. او چند رزومه ارسال کرد و در نهایت تصمیم گرفت تا در یک مزرعه زیبا در کلرادوی شمالی کار کند. این اولین بار بود که وی از خانه اش در ساحل شرقی دور می ماند. نیازی به گفتن نیست، جودی احساس اضطراب داشت، چرا که می دانست برای اولین بار در یک مکان عجیب و غریب و با چهره های جدید و هزاران مایل دور از خانه اقامت خواهد داشت. جودی با ماشین کوچکش همراه با چمدان، کلاه گاوچرانش و پسوریازیس آنجا را به مقصد کلرادو ترک کرد.
در اوایل ماه سپتامبر، من برنامه ریزی گذراندن تعطیلاتم در وایومینگ انجام دادم و به این فکر می کدم که ممکن است بتوانم در مزرعه ای که جودی کار می کند توقفی داشته و او را سورپرایز کنم. خوب، من او را شگفت زده کردم، اما این به اندازه نیمی از چیزی که او من را شگفت زده کرد نبود.
پس از تبریک عاطفی به خاطر مزرعه و گذراندن ساعت ها گفتگو در مورد داستان هایی از تجربیات بزرگش، ابراز شور و شوق برای کار و زمین، او از مشکل سابق خود یعنی پسوریازیس صحبت کرد. من شگفت زده شدم که نشانه ای در او وجود ندارد. او گفت که او چای زعفرانی و نارون لغزنده را به طور مرتب مصرف می کرد، اما نمی توانست خود را به طور کامل با رژیم غذایی تطبیق دهد.
وقتی من در مورد علت تحقق یک چنین نتیجه چشمگیری سوال کردم، او بدون هیچ تردیدی پاسخ داد: “این رضایت من است.” او نسبت به شرایط و محيطی که در آن قرار داشت از لحاظ دروني خوشحال بود و به دلیل عدم وجود احساسات استرس زا دیگر بدن او سم توليد نمی کرد. اما آیا زندگی با پدر و مادرش موجب شده بود که این احساس تلخ برایش به وجود بیاید؟ جودی به سختی در تلاش بود تا آنها را نیز به غرب بیاورد و آنها نیز به طور جدی در این اندیشه بودند.
بدیهی است، من توصیه نمی کنم که هر کسی برای اوزن اوزن درمانئ DIVئ پسوریازیس رخت بر بسته و محل اقامت خود را تغییر دهد. با این حال، این چیزی است که در پروندۀ جودی رخ داده است. پسوریازیس هر فرد ممکن است علت کاملا متفاوتی داشته باشد. در اینجا هدف این است که به دنبال یافتن علت شرایط خاص باشیم و همه چیز را تغییر دهیم.
یک مقایسه سه گانه
هنگامی که ما جهت بررسی آموزه های سه نخبه در زمینه های مربوطه برای بررسی زمان صرف می کنیم و می بینیم که آنها به همان نتیجه گیری در مورد اثر شادی یا خشم بر ارگان های بدن انسان می رسند، من می خواهم توجه خود را معطوف داشته، گوش دهم و بیاموزم.
موادر ذیل را مقایسه کنید:
Francis M. Pottenger (علمی): “احساساتی مانند ترس، خشم و درد، بر احساساتی که توسط Cannon و همکارانش نشان داده شده است، عمل می کنند، در حالی که شادی و خوشبختی موجب حفظ تعادل عصبی و غدد درون ریز فیزیولوژیک طبیعی می شود.”
Manly P. Hall (فیلسوفانه): “هارمونی ذهنی موجب افزایش سلامت بدن می شود و هارمونی در بدن موجب بهبود وضعیت ذهنی می گردد.”
Edgar Cayce (روحانی): “خشم از طریق غدد [اساسا غده فوق کلیوی] موجب ایجاد سموم می شود. شادی اثر متفاوتی دارد.” (تمام غده ها تا حدودی درگیر هستند.)
آیا این موضوع می تواند شفاف تر باشد؟ این مثال ها باید به این سوال پاسخ دهند که آیا انسان باید در “پیگیری شادی” مشارکت کند یا خیر. در واقع باور من این است که در ادامه و تنها در ادامه او می تواند زندگی طبیعی خود را داشته باشد. اگراو متوجه شود که پیگیری هایش از وجود خودش سرچشمه گرفته و به خودش پایان می یابد، وی نباید نسبت به این موضع شگفت زده شود.
آنچه که می بینید همان چیزیست که بدست می آورید
آیا ذهن می تواند چنین تاثیری را ایجاد کند که توسط تحریک کننده های واقعی یا تخیلی باعث ایجاد یک واکنش پوستی شود؟ قطعا می تواند. هنگامی که دو پزشک ژاپنی. Y. Ikemi و S.A.Nakagawa، یک گیاه شبیه به ivy سمی را مورد بررسی قرار می دادند، یک حادثه در هنگام باز کردن چشم اتفاق افتاد. پس از قرار دادن یک بیمار در معرض هیپنوتیزم، آنها با استفاده از این پیشنهاد افزوده که این سم بی ضرر است، آن را به پوست می رسانند. هیچ واکنش پوستی وجود نداشت. برعکس، اگر یک برگ بی ضرر با این پیشنهاد که آن سمی است، روی پوست قرار بگیرد، تصمیم واکنش دار صورت می گیرد. پوست بیمار قرمز و تحریک شد. ذهن ناخودآگاه بیمار این نکته را مطرح نکرده است. این پیشنهاد را به عنوان حقیقت پذیرفت و بر این اساس واکنش نشان داد. (این موضوع در فصل قبل پوشش داده شده است). در حال حاضر، کافی است بگوییم ذهن، از طریق فکر یا احساس، می تواند و بر واکنش های پوست تاثیر می گذارد.
یک راه حل ممکن
علل آرایش عاطفی ما همیشه آشکار نیستند. آنها می توانند در عمق ناخودآگاه ما ریشه داشته باشند، زیرا تنها تحلیل طولانی مدت، خودآموزی دشوار یا کمک های حرفه ای ممکن است در بردارنده برخی پاسخ ها باشد.
نتیجه گیری شخصی من، بر اساس یک عمر مشاهده شخصیت های “موفق” در مقابل “بازندگان” به این شکل است که به طور عمده پاسخ به دید ما نسبت به خودمان بستگی دارد. آیا شما آنچه را که در آینه می ببینید دوست دارید؟ اگر این کار را دوست ندارید، در این صورت غیر از نیاز به پاک سازی پوست خود باید کار دیگری را نیز انجام دهید. شما باید امروز خودتان را به جهت طی نمودن یک مسیر سالم و الهام گرفته از خودتان و نه به عنوان یک فردی که به سفر عاشقانه می رود قدردانی کنید. این بدان معنی است که نوع شخصی که هستید را دوست داشته باشید و با آرامش درونی خود زندگی کنید.
اگر شما نوع شخصی که هستید را دوست نداشتید چه خواهد شد؟ در این حالت شروع به انجام کاری می کنید که به شما کمک می کند شخصیت تان را دوست بدارید. کاری را برای فردی دیگر انجام دهید. برای سالیان طولانی، توصیه های مکرری در مورد سلامت جسمی و روانی جهت تطبیق نگرش کمک به دیگران وجود داشته است. این موضوع آن همه نیز دشوار نیست و نیازی به تظاهرات زلزله مانند ندارد. همه آن چیزی که مورد نیاز است از این قرار است که ابتدا نسبت به خودتان و سپس در قبال دیگران مهربان و آرام و صبور باشید.
این مورد دربردارنده چیزهای روزمره ای است که برای همه ما مشترک است و به ادراک این اصل کمک می کند. همه ما نمی توانیم Albert Schweitzer باشیم که بتوانیم به بیماران و افراد افسرده در wilds آفریقا خدمت کنیم و یا نمی توانیم مانند مادر Teresa به نیازمندان و فقرای کلکته کمک کنیم. فقط یک چیز، و آن اینکه ماموریت های آنها مواردی الهام شده است که از عمق وجود آنها سرچشمه می گیرد. تا جایی که این هدایت داخلی همان هدایت را بر عهده داشته باشد، نتیجه نهایی، تقلید خالص خواهد بود و احتمالا به شکست ناراحت کننده می انجامد. این موارد در دنیای اطراف ما – خانواده های ما، همسایگان، دوستان و همکاران وجود دارد- که در آن این عزیزان به منظور و بیان مورد نظر خود می رسند.
قدرت بالاتر خود را فعال کنید
شما نمی توانید احساسات را از باورهای مذهبی جدا کنید. سؤالی که پیش روی ماست از این قرار است که آیا اعتقادات مذهبی می توانند در بهبود بیماری نقش داشته باشند. مطالعه زندگی چهار هزار سالمند که در خانه زندگی می کنند، در سال ۱۹۹۶ توسط مؤسسه ملی پیری انجام شده است، آنها دریافتند که “کسانی که در مراسم مذهبی حضور دارند، کمتر دچار افسردگی شده و از نظر فیزیکی نسبت به کسانی که در خانه حضور ندارند یا در خانه شان عبادت نمی کنند سالم تر هستند”.
به عبارت دیگر، اعتقاد به قدرت بالاتر باعث تحریک “قدرت بالاتر” می شود تا از طرف شما اقدام کند. اگر آن را نادیده بگیرید، آن نیز به نوبه خود شما را نادیده خواهد گرفت، زیرا هیچ چیز بر شما اجباری نیست. این حقیقت وجود دارد و در انتظار شناخت و جهت گیری شماست. فرصت برای استفاده یا سوءاستفاده از آن وجود دارد. لازم نیست شما دانشمند موشکی باشید تا آن را به حرکت در بیاورید. همه آنچه که مورد نیاز است آگاهی شما از وجود آن است. پس از آن شما می توانید مزایای خود را، چه در سطح عمومی و چه در سطح سلولی داشته باشید. این واقعیت در هر اتم موجود در فضا نفوذ می کند؛ و نیرویی است که در اطراف و از طریق ما اجرا می شود.
ادگار کیسی در کتاب جستجوی خدا می نویسد: “تأثیرات با خدا بودن قوی تر از بی خدایی است؛ در نتیجه اگر ما واقعا در مورد درست شدن خودمان دغدغه داریم، قدرت ما فوق آماده کمک به ما می باشد.”
کمک هم زمان به خود و دیگران
آیا چیزی وجود دارد که ما بتوانیم به طور روزانه انجام داده و بتوانیم به خود و اطرافیان مان کمک کنیم؟ بله، وجود دارد – چیزی که خیلی ساده است و اغلب ما از آن غافل می شویم: لبخند زدن!

یک فلسفه قدیمی وجود دارد که آزمایش زمانی را قابل تحمل کرده است: “برای تبدیل شدن به چیزی، باید مثل آن عمل کنید”. این موضوع بدان معنی است که اگر شما می خواهید خوشحال باشید، مانند افراد خوشحال رفتار کنید و در راهی فراتر از دانستن، روح شادی مسیر خود را به روح و قلب شما پیدا خواهد کرد. همانند هر چیز دیگر، این موضوع نیز به تمرین نیاز دارد، اما با گذشت زمان، این روش جبران خواهد کرد، و شما خواهید دید که در بسیاری از جنبه های زندگی کارایی خواهد داشت. کایس می گوید،یکی از بهترین روش های درخشندگی شادی، لبخند است “حتی اگر پنهان شود”.
آیا تا به حال متوجه شده اید که به طور کلی افراد چگونه نسبت به فردی که لبخند می زند گرایش دارند؟ من اعتقاد دارم که دلیل این امر این مطلب است که افرادی که لبخند می زنند، یک تصویر از یک فرد را که بیش از همه احساس عاطفی دارد، ارائه می دهند. آیا تا به حال یک رئیس جمهور ایالات متحده را دیده اید که خصوصا در سال های اخیر لبخند نزده باشد؟ لبخند یک قدرت درونی را نشان می دهد، که احساسات افراد به آسانی برآشفته نمی شوند، و آنها حس شوخ طبعی نسبت به زندگی دارند. افراد دیگر ناخودآگاه می خواهند این نگرش به آنها برسد.
من این موضوع را در زمان پس از سخنرانی ای که درباره پسوریازیس در بنگلور، هند داشتم و با شخصا افتخار دیدار با Dalai Lama را پیدا کرده بودم تجربه نمودم. لبخند خشنودی او مسری بود؛ او همیشه لبخند می زد! او در سال ۱۹۹۰ پس از دریافت جایزه صلح نوبل به ایالات متحده آمد و در مصاحبه بر اهمیت لبخند زدن تأکید کرد.

درمان پسوریازیس

درمان پسوریازیس

0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *