سکته مغزی عارضه‌ای بسیار جدی و مرگبار است که در اثراختلال خون رسانی به قسمتی از بافت مغز که ناشی از انسداد رگ مغزی به وسیله یک لخته خونی و یا پارگی یکی از عروق تغذیه کننده آن قسمت بافت مغز می‌باشد.
به بیان دیگر اگر خون رسانی به قسمتی از مغز دچار اختلال شده و متوقف گردد٬ این قسمت از مغز دیگر نمی‌تواند عملکرد طبیعی خود را داشته باشد. این وضعیت را اصطلاحاً سکته مغزی می‌نامند. سکته مغزی می‌تواند به عللی مانند بسته شدن یا پاره شدن یکی از رگ‌های خون رسان مغز ایجاد شود.

سکته مغزی تغییری در عملکرد مغز است که معمولاً حاد بوده و به دلیل آسیب دیدن یا کشته شدن سلول‌ های مغز رخ می‌دهد. تغییرات صورت گرفته باعث ایجاد دگرگونی‌ هایی در عملکرد نرمال فرد می‌شوند. برای مثال، ممکن است فرد دیگر نتواند حرف بزند یا دست یا پای خود را حرکت دهد. سکته‌ مغزی عمدتاً به دلیل کاهش یا توقف جریان خون رسانی به سلول‌های مغز رخ می‌دهند. گاهی اوقات به سکته مغزی، حمله مغزی یا حادثه قلبی عروقی (CVA) هم گفته می‌شود. این نوع سکته خیلی شبیه به حمله قلبی است، تنها تفاوت آن این است که در مغز اتفاق می‌افتد. ضربهمغزی یا سکته مغزی همانند حمله قلبی یک فوریت پزشکی است ، که در این شرایط باید فوراً و بدون تعلل با مرکز فوریت‌های پزشکی تماس بگیرید. اگر فردی مشکوک به سکته مغزی باشد، باید سریعاً اقدام کرد، چرا که سرعت درمان تأثیر قابل توجهی در نتیجه درمان سکته مغزی دارد. عوارض سکته مغزی از عوارض خفیف و گذرا مثل تاری دید تا عوارض فلج کننده کامل و یا حتی مرگ را در بر می گیرد. بر اساس آمار جهانی سکته مغزی سومین عامل مرگ و میر در جهان به حساب می آید.

علائم و نشانه‌های سکته مغزی بسته به محل و میزان آسیب، متفاوت است. سکته مغزی معمولا باعث همی‌پلژی (فلج یک نیمه بدن) در سمت مخالف آسیب می‌شود و ممکن است بیمار دچار عوارض دیگری مانند اختلال در بلع، مشکلات حسی، مشکلات روانی و عاطفی و اختلالات درکی نیز بشود. اختلالات تعادلی و وضعیتی نیز از عوارض شایع سکته‌های مغزی است.
چنانچه برای مشکل بی‌حرکتی بیمار اقدامات درمانی مؤثر انجام نشود، مشکلات ثانویه‌ای مانند زخم‌های فشاری، عفونت ریه و یبوست به وجود خواهد آمد.

سکته مغزی یک بیماری غیر پیش‌رونده است که علائم آن ابتدا شدید است ولی با گذشت زمان و درمان مناسب کاهش پیدا می‌کند. سکته مغزی تأثیرات فراوانی بر زندگی یک فرد می‌گذارد. این ضایعه ممکن است باعث ناتوانی فرد برای مدت طولانی شود و مشکلات فیزیکی، روانی و اجتماعی پیچیده‌ای برای او ایجاد کند.

علایم سکته مغزی به این بستگی دارند که چه قسمتی از مغز و چه مقدار از بافت مغز درگیر شده‌اند.

معمولاً علائم سکته مغزی به طور ناگهانی بروز می‌کنند (در عرض چند دقیقه یا یک ساعت).

معمولاً این علائم با هیچ‌گونه دردی همراه نیستند.

ممکن است علائم به صورت گذرا ظاهر شوند، یا کاملاً از بین بروند، و یا در طول چندین ساعت بدتر شوند.

هنگامی که علائم در زمان کوتاهی (کمتر از ۲۴ ساعت) به طور کامل از بین بروند، به این وضعیت سکته مغزی ایسکمیک گذرا (TIA) گفته می‌شود.

یک سوم تمامی سکته‌های مغزی در طول خواب اتفاق می‌افتند، بنابراین افراد اولین بار بعد از بیدار شدن متوجه علائم می‌شوند؛ چنین وضعیتی، تعیین زمان وقوع سکته مغزی را دشوار می‌کند.

شایع‌ترین علائم سکته مغزی که امکان دارد رخ دهند عبارتند از:

ضعف در دست یا پایی یک طرف از بدن، و یا هر دوی آن‌ها: این وضعیت از ضعف بسیار خفیف تا فلج شدن کامل را در برمی‌گیرد. ممکن است در یک طرف بدن یا قسمتی از آن احساس سوزن سوزن شدن یا لمس شدن کامل وجود داشته باشد.

ضعف در عضلات صورت: ممکن است صورت شل شده یا کج به نظر بیاید. از آنجا که بیمار قادر به کنترل حرکت لب‌ها و زبانش نیست، حرف زدنش نامفهوم می‌شود.

مشکل تکلم: بیمار نمی‌تواند صحبت کند، حرف‌هایش بسیار نامفهوم هستند، یا وقتی حرف می‌زند کلمات مشکلی ندارند اما مطالبی که می‌گوید بی‌معنی هستند.

مشکلات هماهنگی: احتمال دارد حرکات بیمار ناهماهنگ به نظر رسیده و تلوتلو بخورد یا برای راه رفتن یا بلند کردن اجسام مشکل داشته باشد.

گیجی: ممکن است بیمار نتواند تعادل خود را حفظ کند یا احساس گیجی کند یا مشکل بلع داشته باشد.

مشکلات بینایی: گاهی اوقات بیمار دچار مشکلات بینایی می‌شود، مانند دوبینی، از دست دادن دید جانبی (کناری)، یا نابینایی. (معمولاً تاری دید به تنهایی جزء علائم سکته مغزی نیست).

سردرد ناگهانی: ممکن است یک سردرد، شدید و ناگهانی بدون هیچ مقدمه‌ای بروز کند.

از دست دادن هوشیاری: ممکن است بیمار بی‌هوش شود یا به هوش آوردن سخت شده و فوت کند.

در برخي موارد ديده شده است كه فرد نمي‌‌تواند اشياي موجود در يك سمت بدن را ببيند و اگر سرش را به آن سمت برنگرداند متوجه آن اجسام نمي‌شود. از آن بدتر اختلالات زبان و تفكر است. در اين حالت شخص حرفهاي ديگران يا مطالب نوشته شده را متوجه نمي‌شود و قادر به خواندن و نوشتن نيست. او حتي نمي‌تواند افكار خود را بيان كند و گاهي دچار اختلال حافظه و يادگيري مي‌شود.
مشكلات عاطفي از ديگر مواردي است كه در بعضي از افراد دچار سكته مغزي ديده مي‌شود. سكته مغزي مي‌تواند باعث احساس ترس، اضطراب، عصبانيت، غمگيني و سوگ در خود فرد يا حتي اطرافيان شود.
اين عارضه به طور كلي موجب آسيب نواحي‌اي از مغز مي‌شود كه قسمت‌هاي مختلف بدن را كنترل مي‌كنند، ولي نواحي ديگر مغز مي‌توانند تا حدي كار نواحي آسيب ديده را جبران كنند. بيشتر مبتلايان قادر خواهند بود تعداد زيادي از مهارت‌هاي از دست رفته خود را بازيابند. البته بعضي‌ها پس از سكته مغزي دچار مشكلات پايداري مي‌شوند ولي بيش از نيمي از مبتلايان قادر خواهند بود پس از سكته مغزي توانايي مراقبت از خود را بازيابند

سکته مغزی دو دلیل اصلی دارد:

دو دلیل اصلی بروز سکته مغزی، دلایل ایسکمیک (انسدادی) و خونریزی دهنده نام داشته و به رگ‌های خونی موجود در مغز مربوط می‌شوند.

۱ – سکته مغزي ايسکميک

هنگامی که خونرسانی به مغز به دلیل تشکیل لخته خون متوقف می‌شود. ۸۵ درصد تمامی موارد سکته‌های مغزی به این دلیل رخ می‌دهد.

انسداد شريان مي تواند داخل و يا اطراف مغز رخ دهد .

همچنين لخته هاي خوني مي توانند توسط جريان خون از ديگر نقاط بدن به مغز آورده شوند .

علل :

علل اين  نوع سکته عبارتند از :

  • رسوب چربي و ايجاد پلاکهايي در شريان هاي گردني
  • اختلالات قلبي که منجر به تشکيل لخته هاي خوني مي گردد .

۲ – سکته مغزي خونريزي دهنده ( ناشي از خونريزي )

خونریزی دهنده: چنانچه یک رگ خونی ضعیف مسئول خون رسانی به مغز پاره شود.

با بروز چنین وضعیت، علاوه بر کاهش جریان خونی که از کنار ناحیه سوراخ شده می‌گذرد، خون وارد شده به مغز همراه با تجزیه شدنش سلول‌های مغز را نیز تخریب می‌کند. اگر خون زیادی نشت کند، می‌تواند کم کم باعث افزایش فشار در مغز شود، زیرا مغز در محفظه جمجمه محصور است و جایی برای افزایش حجم بافت مغز وجود ندارد. به همین دلیل افزایش حجم خون نشت کرده، با وارد کردن فشار به بافت مغز، آن را فشرده کرده و نواحی مهمی از مغز را می‌کشد.

معمولاً خطر سکته‌های مغزی خونریزی دهنده جدی‌تر از سکته‌های مغزی ایسکمیک است. ۳۰ تا ۵۰% از افرادی که دچار این نوع سکته می‌شوند، فوت می‌کنند.

در اینجا هدف درمان توقف یا جلوگیری از خونریزی به درون بافت مغز است.

علل

اين نوع سکته عبارتند از :

  • فشار بالا که موجب تضعيف عروق خوني مي گردد .
  • سخت شدن رگها ( تصلب شرايين )‌ که عروق مغزي را شکننده مي کند .
  • آنوريسم يعني ضعيف شدن يک نقطه در ديواره عروق که مي تواند پاره شود .
  • ضربه مغزي
  • مصرف بي رويه مشروبات الکلي

افراد در معرض ابتلا

سکته مغزی مشکلی جدی است که هر ساله بسیاری به آن دچار می‌شوند و پس از ناراحتی قلبی و سرطان، سومین علت مرگ محسوب می‌شود. صدمه‌های مغزی ناشی از سکته مغزی یکی از دلایل رایج ناتوانی بزرگسالان به شمار می‌آید.

اشخاص مسن‌تر بیش از دیگران در معرض سکته مغزی قرار دارند، اگرچه هر فردی در هر سنی، حتی کودکان، نیز می‌توانند قربانی این عارضه مهلک باشند.

عوامل خطرساز در بروز سکته‌های مغزی عبارتند از: فشار خون بالا، کلسترول بالا، تنگی عروق، دیابت، بیماری‌های قلبی، کشیدن سیگار، مصرف بیش از اندازه نوشیدنی‌های‌ الکلی، بی‌تحرکی، چاقی و مصرف قرص‌های ضدبارداری.

فشار خون بالا مهم‌ترین عامل در بروز سکته‌های مغزی است. پژوهش‌ها نشان داده‌ است که کنترل فشار خون باعث کاهش ۳۰ تا ۴۰درصدی بروز سکته‌های مغزی می‌شود. افراد سیگاری نیز ۲برابر سایر افراد دچار سکته می‌شوند ولی ۲ تا ۵سال پس از ترک سیگار شیوع سکته در هر دو گروه به یک میزان خواهد بود. خطر ابتلا در افراد دیابتی وابسته به انسولین نیز ۲ تا ۶ برابر سایرین است.

عوارض

تقریباً یک مورد از هر چهار مورد سکته مغزی منجر به مرگ می‌شود و بیمارانی که جان سالم به در می‌برند نیز از عوارض طولانی مدت ناشی از صدمه‌های مغزی رنج می‌برند.

برخی از بیماران پس از سپری شدن مدتی طولانی استقلال پیشین خود را بازمی‌یابند، حال آن که متأسفانه بسیاری هر گز به طور کامل بهبود نمی‌یابند و به ناچار تغییراتی را در شیوه و سبک زندگی خود ایجاد می‌کنند و یا تا حدی به اطرافیان وابسته می‌شوند.

حدود نیمی از قربانیان سکته مغزی برای انجام فعالیت‌های روزانه و مراقبت از خود به شکلی به اطرافیان وابسته هستند.

راه ها و روش های درمان

از روش های درمان سکته مغزی میتوان گفت درمان به نوع سکته و این که برای مثال کدام بخش از مغز صدمه دیده است و دلیل سکته چه بوده است بستگی دارد. ممکن است نیاز باشد که از طریق انجام تمرینات ورزشی که برای کمک به افزایش هماهنگی و قدرت بدنی شما طراحی شده‌اند مهارت‌های حرکتی‌تان را تقویت کنید. اغلب از آموزش قابلیت‌های حرکتی نیز استفاده می‌شود تا شما را قادر سازد که در حین راه رفتن از عصا یا واکر استفاده کنید. همچنین ممکن است از محدودیت درمانی  هم بهره گرفته شود، چون در این روش استفاده از اندام‌های درگیر نشده محدود می‌شود تا بتوانید بر روی بهبود عملکرد اندام‌های درگیر عوارض سکته کار کنید.

هنگامی که می‌خواهید گرفتگی عضلاتتان را کاهش دهید، می‌توانید از متد درمان دامنه حرکتی  و تمرینات ورزشی استفاده کنید. گاهی اوقات نیز بیماران می‌توانند از فعالیت‌هایی که با کمک دستگاه‌های پیشرفته انجام می‌شوند بهره بگیرند.

سکته مغزی اکثر اوقات با دارو درمان می‌شود. نقش اصلی این داروها جلوگیری از تشکیل لخته‌های خونی و از بین بردن این لخته‌ها، پایین آوردن فشار خون و کاهش میزان کلسترول است.

در صورت ورم کردن مغز انجام عمل جراحی برای از بین بردن ورم و کاهش احتمال خونریزی مجدد در سکته‌های خونریزی دهنده ضرورت می‌یابد.

از آنجایی که مغز نمی‌تواند سلول‌های جدیدی را جهت جایگزینی سلول‌های آسیب دیده تولید کند، بهبود بیمار به توانایی مغز در سازمان‌دهی سلول‌های سالم و جبران سلول‌های از دست رفته بستگی دارد، این توانایی را در اصطلاح نوروپلاستی‌سیتی گویند. فیزیوتراپی سکته مغزی با ارائه راهنمایی‌های کاربردی و تخصصی به یاری بیمار می‌آید. متخصصین فیزیوتراپی غالباً در تعامل با دیگر اعضاء گروه درمان سکته مغزی نهایت تلاش خود را جهت رفع عوارض ناشی از سکته مغزی به کار می‌بندد.

فیزیوتراپی

بیمار باید پس از دریافت درمان‌های اولیه هر چه زودتر انجام یک برنامه درمانی توانبخشی را تحت نظر یک فیزیوتراپ آغاز کند. معمولاً در صورتی که بیمار از نظر وضعیت بالینی ثبات داشته باشد، پزشک ظرف ۴۸ ساعت پس از بروز سکته مغزی او را به یک فیزیوتراپ ارجاع می‌دهد. بعضی افراد ظرف چند روز از اثرات سکته مغزی بهبود می‌یابند، اما برای اکثر افراد بهبودی به تدریج و در طول دوره توانبخشی حاصل می‌شود. بخش اعظم بازیابی توانایی‌های عملی در سه ماه اول پس از بروز سکته مغزی رخ می‌دهد. اکثر افراد، با بهره‌گیری از راهنمایی‌های ارائه شده، می‌توانند تا دست کم یک سال پس از بروز سکته به بهبود توانایی‌های خود در زمینه انجام کارهایی که نیازمند توانایی‌های عملی هستند و همچنین ظرفیت هوازی  (ایروبیک) خود ادامه دهند.

پس از آن سرعت پروسه بهبودی کاهش می‌یابد، اما معمولاً برای دوره‌ای طولانی همچنان ادامه پیدا کند. عموماً پس از مرخص شدن از بیمارستان نیز برنامه توانبخشی از طریق برگزاری جلسات فیزیوتراپی در خانه یا در یک کلینیک فیزیوتراپی سرپایی  ادامه می‌یابد. فیزیوتراپ‌ها دقیقاً برای ارزیابی مشکلات حرکتی و/یا از دست دادن توانایی‌های حسی که می‌تواند در نتیجه یک سکته مغزی رخ دهد آموزش می‌بینند. فیزیوتراپ از طریق بازآموزی حرکتی، برای آموزش مجدد قابلیت‌های حرکتی و فعالیت‌های عملکردی مانند بلند شدن از حالت نشسته، راه رفتن و استفاده از دست درگیرِ عوارض سکته تلاش می‌کند.

هدف از فیزیوتراپی در مراکز توانبخشی، دادن برنامه‌های مدون و طراحی‌شده جهت تسریع روند بهبودی بیمار است که طی شش ماه نخست پس از بروز سکته مغزی بدن حداکثر پاسخ را به درمان‌های فیزیوتراپی بدهد. پس دراین مدت باید تلاش پیگیر و متمرکز جهت بازگشت اعمال مختل شده سیستم عصبی انجام گیرد تا معلولیت و ناتوانی فرد سکته‌کننده برطرف شود. البته باید توجه داشت که بازگشت اعمال بدن پس از گذشت شش ماه کاملا متوقف نمی‌شود بلکه طی روند تدریجی تا مدت دو سال ادامه می‌یابد. مثلا ممکن است فرد سکته‌ای به‌دلیل اختلال غیرقابل برگشت سیستم عصبی حین راه‌رفتن دچار لنگیدن هم باشد اما می‌توان با افزایش مسافت پیاده‌روی از میزان معلولیت کاست.

سكته مغزي مي‌تواند باعث ضعف يا فلج نيمي از بدن و مشكلات تعادل شود. فيزيوتراپي كمك مي‌كند كه تا حد ممكن كنترل ماهيچه‌ها و حركت فرد به حالت عادي بازگردد.
فيزيوتراپي خيلي زود به دنبال سكته مغزي در منزل يا بيمارستان آغاز مي‌شود. اگر فرد توانايي جابه‌جايي نداشته باشد، فيزيوتراپ از وضعيت مناسب آنها در تخت اطمينان حاصل مي‌كند و وضعيت آنها را به طور منظم تغيير مي‌دهد تا از خشك شدن ماهيچه‌ها و مفاصل جلوگيري كند. اگر فردي كه دچار سكته مغزي شده است نمي‌تواند روي تخت يا صندلي بنشيند فيزيوتراپ به او كمك مي‌كند تا تعادل خود را حفظ كند. پس از اين مرحله شخص مي‌تواند با كمك بايستد و به آرامي راه برود.
درمان اندام‌هاي ضعيف يا فلج با حركات كوچك و ساده آغاز مي‌شود. با پيشرفت شخص و قوي‌تر شدن او حركات پيچيده‌تر، آزمايش مي‌شوند و او تشويق مي‌شود تا هر دو سمت بدنش را به كار بگيرد. اين كار از استفاده بيش از اندازه از سمت سالم جلوگيري مي‌كند.
درمان گرفتگي عضلات اين بيماران تلفيق انجام حركات نرمشي و مصرف داروهاي ضداسپاسم مي‌باشد. در صورتي كه گرفتگي عضلات رفع نشود انتخاب آخر جراحي خواهد بود كه روي مغز يا روي عضلات و مفاصل صورت مي‌گيرد. جراحي موجب از بين رفتن درد و بازيابي برخي از حركات مي‌شود.
به ياد داشته باشيد كه درد خود را به پزشك اطلاع دهيد تا براي برطرف كردن آن راهي پيدا كند. البته روش‌هايي وجود دارند كه با امتحان كردن آنها مي‌توانيد درد خود را كاهش دهيد. مثلا استفاده از كيسه آب گرم و نرمش‌هاي سبك موجب كاهش درد مي‌شوند. اندام‌هاي ضعيف يا فلج را با قرار دادن در وضعيت مناسب يا با استفاده از آتل‌هاي مخصوص مي‌توان در مقابل درد محفاظت كرد. درد شانه كه به علت تحمل وزن ناشي از دست فلج به وجود مي‌آيد را مي‌توان با قرار دادن دست روي يك بالش يا بالا نگه داشتن آن كنترل كرد.

چرا فیزیوتراپی بعد از سکته مغزی ضرورت دارد؟

– انعطاف پذیری سیستم عصبی بعداز سکته هدایت شده و کنترل شده نیست.فیزیوتراپیست خاصیت انعطاف پذیری(نروپلاستیسیتی) سیستم عصبی بعد از آسیب را در جهت صحیح هدایت می کند

-در زمان های اولیه آسیب(به ویژه شش ماه اول), نروپلاستیسیتی بیشتر است.

-فیزیوتراپیست باعث بهبود انعطاف پذیری در مفاصل(جهت جلوگیری از کوتاهی های عضلانی و خشکی مفاصل به علت بی حرکتی) براساس اصول علمی می گردد.

-درمان فیزیوتراپی براساس ارزیابی های اولیه و مجدد بیماران صورت می گیرد.ازنظر یک فیزیوتراپیست هر بیمار سکته مغزی منحصر به فرد بوده و به درمان خاص خود نیاز دارد

-فیزیوتراپیست به دلیل آگاهی از آناتومی عضلات اندام های فوقانی,تحتانی و تنه نقش مهمی در تنظیم یک برنامه درمانی موثر دارد

-ارزیابی قدرت عضلات اندام ها به صورت فعال,به فیزیوتراپیست این امکان را می دهد که با توجه به وضعیت بیمار,او را از یک سطح پایین تر به یک سطح بالاتر ارتقائ دهد

-فیزیوتراپیست به دلیل آشنایی با علم نوروآناتومی,نوروفیزیولوژی و علوم اعصاب, با دیدگاه علم کنترل حرکتی(Motor Control)به بیمار می نگرد.علم کنترل حرکتی علاوه بر سیستم عضلانی,اهمیت ویژه ای برای سیستم عصبی درنظر می گیرد

-فیزیوتراپیست موفق,برنامه اصلی خود را با توجه به وضعیت بیمار بر آموزش های حرکتی و تمرینات متمرکز می کند.سطح تمرینات با پیشرفت بیمار گسترده تر می شود

-فیزیوتراپیست با شناختی که از کل مفاصل بدن و نوروفیزیولوژی دارد,وضعیت های صحیح ایستادن و راه رفتن را به بیمار و همراهان او آموزش می دهد.چراکه آموزش های غلط منجر به الگوهای حرکتی ناصحیح می گردد و درنهایت باعث اختلال در میزان بهبودی و کیفیت آن می شود

-فیزیوتراپیست ها با تجربه ای که در درمان بیماران سکته مغزی دارند,نحوه انجام تمرینات عملکردی را با توجه به شرایط بیمار به او آموزش می دهند.تمرینات عملکردی باعث به کارگیری مفاصل بیشتری در یک عمل خاص می گردد و به تدریج با پیشرفت بیمار,سرعت تمرین و سطح آن افزایش می یابد

-با توجه به اینکه در بسیاری از موارد ترمیم و بازسازی مغزی بعد از تروما و آسیب عروقی,از یک الگوی هدف مند پیروی نمی کند و گاها با ایجاد پدیده ای بنام اسپاستیسیتی(Spasticity) الگوهای غلطی را در اندام ها ایجاد می کند,فیزیوتراپیست با آگاهی از این مسئله از همان ابتدای درمان تا حد زیادی این حالت نامناسب را کنترل می کند

-تنظیم یک برنامه منظم جهت افزایش هماهنگی (Coordination) و تعادل (Balance) میان گروه های عضلانی در وضعیت های مختلف که با توجه به شرایط و پیشرفت بیمار تغییر می یابد

-تاکید بر ایجاد حرکات ارادی و افزایش سرعت عمل همراه با حداکثر دقت

-گسترش حرکات ارادی ازطریق تحریکات کلامی-بینایی و تفسیر حرکت قبل از انجام آن

-ایجاد انگیزه لازم و افزایش اعتماد به نفس ازطریق تشویق با تحریک سیستم های هیجانی مغز

عوامل موثر بر میزان کیفیت درمان فیزیوتراپی بیماران سکته مغزی:

-تاکید بر انجام تمرین (Exercise)طبق نظر فیزیوتراپیست

-آموزش صحیح تمرینات به بیمار و همراهان او طبق نظر فیزیوتراپیست

-درمان های دارویی طبق نظر متخصص مربوطه

-میزان همکاری بیمار

-تکرار تمرینات در منزل توسط بیمار و با همکاری خانواده فرد

-انگیزه و اراده بیمار

-سطح آسیب و میزان توانایی مغز جهت بازسازی مجدد

-سن و وزن بیمار

-وجود یا عدم اختلالات عضلانی -اسکلتی و بیماری های مفصلی

-وجود یا عدم بیماری قلبی-عروقی,بیماری تنفسی و بیماری های دیگر

-زمان کافی و طولانی فیزیوتراپی

-روحیه فرد و تلاش برای بهتر شدن

-میزان امید به زندگی

متخصص فیزیوتراپی با در نظر گرفتن نیازهای بیمار در موارد زیر به بیمار کمک می‌کند:

  • تهیه برنامه مراقبت از بیمار به منظور بهبود شرایط و پیشگیری از عارضه‌های طولانی کننده دوران بهبود
  •  ارائه توصیه‌هایی مفید در خصوص حالت اندامی صحیح در زمان نشستن یا دراز کشیدن و وقفه بین زمان‌های حرکت
  •  تعیین زمان مناسب برخاستن از بستر بیماری و شروع به راه رفتن کردن و در صورت لزوم تعیین وسایل و تجهیزات لازم برای حرکت کردن یا حمایت از بیمار
  •  تشویق بیمار به مشارکت فعال در جلسه‌های فیزیوتراپی جهت بازآموزی الگوی طبیعی حرکت
  •  ارائه درمان‌هایی برای تقویت اعضاء بدن و آموزش شیوه مجدداً حرکت دادن بدن با حداکثر استقلال ممکن

شماری از روش های درمانی در فیزیوتراپی در ادامه شرح داده شده اند .

تحریک مغناطیسی مغز (TMS)

تحریک مغناطیسی مغز یکی از مهم‌ترین و مؤثرترین مدالیته های درمانی در فیزیوتراپی بیماران سکته مغزی است.

تحریک مغناطیسی مغز درمانی کاملاً ایمن و غیرتهاجمی برای توانبخشی پس از سکته مغزی به شمار می‌آید. در این روش با اعمال تحریک مغناطیسی بر شبکه‌ها و ساختارهای آسیب دیده بهبود چشمگیری در وضعیت بیمار ایجاد می‌شود. TMS عملی سرپایی است که نیاز به بستری شدن یا بیهوشی ندارد، بیمار به خوبی آن را تحمل می‌کند و معمولاً با هیچ اثر جانبی نیز روبه‌رو نمی‌شود.

بیمار در جلسه TMS روی صندلی مخصوص می‌نشیند. در نخستین جلسه اقدامات متعددی انجام می‌شود تا اطمینان حاصل گردد که سیم پیچ TMS به درستی روی سر بیمار قرار می‌گیرد.

سپس سیم پیچ تا ناحیه پیشین مغز بیمار رو به جلو آورده می‌شود و درمان آغاز می‌گردد. بیمار در طول درمان مجموعه‌ای از صداهای کلیک مانند می‌شنود و زیر سیم پیچ ضربه‌های کوچکی را احساس می‌کند.

این روش درمانی معمولاً در چند جلسه تقریباً ۴۰ دقیقه‌ای، هر هفته ۵ روز به مدت ۴ تا ۶ هفته انجام می‌شود. البته تعداد جلسه‌ها به پاسخ بیمار به درمان بستگی دارد.

یک سمت مغز پس از سکته مغزی بیش فعال می‌شود و بار بیش از اندازه بر مدارهای آن تحمیل می‌شود. توصیه می‌کنیم درمان TMS را امتحان کنید تا به احتمال زیاد بتوانید دیگر بار تعادل بین دو سمت مغز را به حالت طبیعی برگردانید. در ادامه ورزش های توانبخش برا ی درمان ضربه مغزی و سکته مغزی مفید است را توضیح خواهیم داد.

ورزش های توانبخشی

دامنه حرکتی غیرفعال : در این روش در عوض آن که بیمار به اراده خود بدن‌اش را حرکت دهد،  نیرویی خارجی برای به حرکت درآوردن بخشی از بدن اعمال می‌شود. برای مثال بیمار با بازوی قوی بازوی ضعیف یا فلج را حرکت می‌دهد، متخصص یا پرستار دست یا پای آسیب دیده را حرکت می‌دهد یا بدن توسط دستگاهی به حرکت واداشته می‌شود. دامنه حرکتی غیرفعال به منعطف نگه داشتن مفصل‌ها و جلوگیری از گرفتگی مفصل کمک می‌کند. گرفتگی مفصل زمانی رخ می‌دهد که تغییرات ساختاری در بافت‌های نرم به وجود آید، برای نمونه حرکت در اثر گرفتگی یا کوتاه شدن عضله‌ها و تاندون‌ها محدود شود. تمرین‌های دامنه حرکتی غیرفعال را حتی در صورت فلج کامل انجام دهید، چرا که انقباض متلاشی شدن پوست، تحریک بافت، بروز درد، کاهش جریان خون را به دنبال دارد و حتی در صورت بازیابی عملکرد عضله مانع حرکت دست یا پا می‌شود.

دامنه حرکتی فعال کمکی (AAROM) : در این تمرین‌ها حرکت عضو ضعیف با کمک انجام شود. عضو ضعیف اگرچه حرکت می‌کند، اما نمی‌تواند به تنهایی تمام حرکت را انجام دهد. برای مثال بیمار دست را تا ارتفاع مشخصی، در حد توان خود، بلند می‌کند و متخصص به وی کمک می‌کند تا دست را بالاتر ببرد یا این که بیمار دست ضعیف را با دست قوی بالا می‌برد. با تمرین‌های دامنه حرکتی فعال کمکی می‌توان دست و یا پایی را تقویت کرد که هنوز دامنه حرکتی کامل خود را به دست نیاورده است.

تمرین‌های مقاومتی یا تقویتی : در توانبخشی سکته مغزی غالباً فعالیت‌هایی تقویتی مورد استفاده قرار می‌گیرد که حرکت دادن بخشی از بدن در برابر مقاومت را شامل می‌شود. این نوع تمرین‌ها به تدریج و مرحله به مرحله بار بیشتری را جهت تقویت عضله‌ها به آنها تحمیل می‌کند. وسایل مختلف متعددی مانند کش، دمبل، کش لوله‌ای تراباند، خمیر مخصوص و دستگاه‌های ورزشی وجود دارد که می‌توان برای تقویت عضلات از آنها استفاده کرد.

تمرین‌های کششی : بیمار غالباً پس از سکته مغزی با گرفتگی عضلانی یا شل شدن عضلات، افزایش تونوس عضلانی، مواجه می‌شود. انجام مداوم و منظم حرکت‎های کششی از گرفتگی مفصل و کوتاه شدن عضله‌ها جلوگیری می‌کند. کشش دستی گاهی اوقات کافی نیست و بیمار باید برای کشش بهتر عضله‌ها و مفصل سفت و گرفته آتل ببندد.

تمرین‌های تحمل وزن: بیماران غالباً با این دسته از تمرین‌های توانبخشی پس از سکته مغزی آشنا نیستند، اما در واقع این تمرین‌ها بسیار مهم هستند. انجام تمرین‌های تحمل وزن برای تقویت عضله‌های ضعیف و کاهش تونوس عضلانی افزایش یافته در اثر حمله مغزی مفید است و مانع تحلیل استخوان می‌شود. چنانچه بیمار پس از سکته مغزی بخواهد تمام وزن بدن را روی پای قوی‌تر بیاندازد، تراکم استخوان پای ضعیف‌تر به تدریج رو به کاهش می‌گذارد. پی‌آمد تحلیل رفتن یا شکننده شدن استخوان افزایش احتمال خطر شکستگی است. تمرین‌های تحمل وزن باید هم برای دست و هم پا انجام شود.

موبیلیزاسیون یا متحرک سازی کتف :سکته مغزی غالباً تأثیر نامطلوبی را بر عضله‌های متصل به کتف یا اسکاپولا به‌جا می‌گذارد. این عضله‌ها یا ضعیف می‌شوند یا تونوس عضلانی‌شان افزایش می‌یابد و شل می‌شوند. اگر استخوان کتف نتواند به خوبی حرکت کند، بیمار نمی‌تواند دست را بالای سر ببرد. با انجام تمرین‌های متحرک سازی، کتف به حرکت درمی‌آید یا حرکت آن تسهیل می‌گردد تا دامنه حرکتی شانه حفظ شود یا افزایش یابد و از بروز درد جلوگیری شود.

تمرین‌های تعادلی: قربانیان سکته مغزی غالباً تعادل مناسبی ندارند، به همین دلیل یکی از نخستین مواردی که بیمار باید در توانبخشی سکته مغزی فرابگیرد، توانایی حفظ تعادل در حالت نشسته است. تمرین‌های تعادلی در حالت نشسته بر تقویت عضله‌های مرکزی یا ساختمان عضلانی بدن متمرکز می‌شود؛ حال آن که تمرین‌های تعادلی در حالت ایستاده توانایی بیمار را در ثابت ایستادن و راه رفتن یا انجام فعالیت‌های روزانه بدون از دست دادن تعادل بهبود می‌بخشد. انجام این تمرین‌ها در جلوگیری از افتادن و زمین خوردن بسیار مؤثر است.

مهارت‌های حرکتی درشت : تمرین‌های هماهنگی مرتبط با مهارت‌های حرکتی درشت بر حرکت‌های هماهنگ عضله‌های بزرگ، یعنی مواردی چون راه رفتن، پرتاب کردن و حرکت دادن دست و پا به شیوه‌ای هماهنگ، متمرکز می‌شود.

مهارت‌های حرکتی ظریف : چابکی و فرزی دست برای برداشتن اشیاء، غذا خوردن، بستن دکمه، نوشتن و فعالیت‌های گوناگون دیگر ضروری است. تمرین‌های حرکتی ظریف به بیمار کمک می‌کند تا بتواند دستان خود را برای استفاده مناسب از اشیاء ظریف به شیوه‌ای بهتر به کار بگیرد.

حرکت درمانی بر اساس ایجاد محدودیت ـ این روش توانبخشی پس از سکته مغزی که گاهی اوقات درمان بر اساس کاربرد اجباری نیز نامیده می‌شود، محدود ساختن حرکت‌های سمت قوی بدن و به فعالیت واداشتن سمت ضعیف‌تر را شامل می‌شود.

بیوفیدبک

بیوفیدبک که با نام نوروفیدبک نیز شناخته می‌شود یک روش درمانی غیرتهاجمی و غیردارویی برای بازآموزی سلول‌های مغزی است. بیوفیدبک به هر روشی گفته می‌شود که طی آن شما حرکتی انجام می‌دهید و سپس تاثیرات آن را بلافاصله مشاهده می‌کنید. به عنوان یک مثال ساده، خندیدن روبه‌روی آینه نوعی بیوفیدبک محسوب می‌شود. شما عضلات صورت خود را منقبض می‌کنید، آینه نیز فیدبک یا بازخورد این عمل شما را نشان می‌دهد و در واقع بازخورد انقباض عضلات صورت شماف همان خندیدن است.

در روش درمانی بیوفیدبک به بیماران آموزش داده می‌شود که با استفاده از سیگنال‌های به دست آمده از بدنشان، سلامت خود را بهبود دهند. متخصصین طب فیزیکی از روش بیوفیدبک برای بیماران سکته‌ی مغزی استفاده می‌کنند تا به آن‌ها کمک کنند دوباره عضلات فلج خود را به حرکت دربیاورند.

نقش کاردرمانی دردرمان سکته مغزی

سکته مغزی یک‌فوریت پزشکی است که درصورت عدم‌تشخیص و درمان فوری می‌تواند باعث آسیب دائمی عصبی، ایجاد عوارض و مرگ شود.

سکته مغزی یکی از اختلالات عملکردی پیچیده است که با آسیب به مغز به‌وجود می‌آید و منجر به اختلال در نورون محرکه فوقانی می‌شود و سبب فلج یا ضعف در یک طرف بدن(شامل: تنه، اندام‌ها و گاهی اوقات نیز صورت و ساختارهای دهانی سمت مقابل نیمه آسیب دیده مغز)می‌شود. علاوه بر فلج حرکتی، یکسری از اختلالات عملکردی ازجمله اختلالات حسی، اختلالات درکی، نقص‌های بینایی، تغییرات شخصیتی و عقلانی و مجموعه پیچیده‌ای از اختلالات گفتاری و زبانی را نیز به همراه دارد.

تقریبا ۵۰ درصد کسانی که از سکته مغزی جان به‌درمی‌برند دچار مشکلات و اختلالات حرکتی دائمی در زمینه حفظ تعادل در حالات و وضعیت‌های مختلف و عدم‌توانایی جهت ایستادن و راه رفتن به تنهایی و بدون‌کمک گرفتن از دیگران و همچنین عدم‌توانایی جهت انجام فعالیت‌های روزمره زندگی از قبیل لباس پوشیدن، غذا خوردن، حمام رفتن و… هستند که برای غلبه بر این مشکلات و نقایص نیازمند برنامه‌های توانبخشی ازجمله کار درمانی درهمان روزهای ابتدای سکته هستند؛ به‌طوری که، درمان‌های کاردرمانی این عدم‌استقلال و وابستگی را به حداقل می‌رساند. با این حال، حدود و میزانی که کاردرمانی، پیامدهای پس از سکته مغزی را بهبود می‌بخشد برای بیماران مختلف متفاوت است.

یکی از اصول کاردرمانی بیماران سکته مغزی، انجام تمرینات کششی و تقویتی روی مفاصل و تاندون عضلات برای حفظ دامنه حرکتی مفاصل و کم‌کردن سفتی عضلات است که با این‌کار می‌توان میزان معلولیت بیماران را کم و به استقلال آنان کمک کرد.

یکی دیگر از اصول مهم در کاردرمانی و اصولاً توانبخشی این بیماران تأکید بر استفاده از سمت مبتلاست. بنابراین از همان ابتدا باید به بیمار تأکید کرد که سعی کند از دست و پای سمت مبتلای خود استفاده کند، حتی اگر این کار با سختی و دشواری و به‌صورت ناشیانه انجام شود، که برای این کار، می‌توان مثلاً سمت سالم بیمار را مهار کرد و او را مجبور کرد که از سمت مبتلا استفاده کند. البته برای شروع این کار باید با استفاده از یکسری تکنیک‌های خاص کاردرمانی، سمت مبتلا را برای حرکت کردن آماده کرد. انجام این کار باید توسط یک کاردرمان صورت پذیرد و بعد از اندکی بهبود می‌توان این کار را به خانواده بیمار آموزش داد.

سعی شود تمرینات کاردرمانی مبتنی بر وضعیت‌های عملکردی و همسو با فعالیت‌های روزمره زندگی بیمار باشد؛ یعنی اینکه مثلا اگر هدف ما دادن حالت‌ها و وضعیت‌های مختلف به بیمار است باید از سطوح پایین‌تر که نشستن است شروع کنیم و بعد سراغ سطوح بالاتر یعنی دو زانو ایستادن برویم. وضعیت‌های عملکردهای روزمره شرح داده شده در بالا عبارتند از: حفظ تعادل در وضعیت نشسته، درازکردن دست و گرفتن اشیا، برخاستن از روی صندلی، حفظ تعادل در وضعیت ایستاده و بالاخره راه‌رفتن. این عملکردهای پایه را باید در مورد هر بیمار ارزیابی کرده و تمرینات عملکردی مناسب را با توجه به وضعیت بیمار، طراحی و اجرا کرد. در مراحل اولیه ممکن است استفاده از برخی وسایل کمکی مثل واکر به‌ویژه در مورد راه‌رفتن، ضرورت پیدا کند.

اصل مهم در انجام این تمرینات تکرار زیاد است چون با تکرار زیاد است که مغز می‌تواند تا حدودی عملکرد منطقه آسیب‌دیده ناشی از سکته را جبران کند. مطلب دیگر در کاردرمانی بیماران سکته مغزی، مشارکت اطرافیان در توانبخشی بیمار است. کاردرمان باید نحوه انجام تمرینات را به اطرافیان بیمار آموزش دهد تا با این کار آنها را در درمان بیمار سهیم کند، زیرا تمرینات کاردرمانی و توانبخشی زمانی موفق است که با شدت بالا و تکرار زیاد انجام شود و در این صورت است که بهبود حاصل می‌شود. بر این اساس، نباید تمرینات کاردرمانی فقط مختص به زمان بستری بودن بیمار در بیمارستان باشد بلکه تمرینات باید در منزل نیز توسط کاردرمان و اطرافیان ادامه یابد.

چرا فیزیوتراپی بعد از سکته مغزی ضرورت دارد؟

– انعطاف پذیری سیستم عصبی بعداز سکته هدایت شده و کنترل شده نیست.فیزیوتراپیست خاصیت انعطاف پذیری(نروپلاستیسیتی) سیستم عصبی بعد از آسیب را در جهت صحیح هدایت می کند

-در زمان های اولیه آسیب(به ویژه شش ماه اول), نروپلاستیسیتی بیشتر است.

-فیزیوتراپیست باعث بهبود انعطاف پذیری در مفاصل(جهت جلوگیری از کوتاهی های عضلانی و خشکی مفاصل به علت بی حرکتی) براساس اصول علمی می گردد.

-درمان فیزیوتراپی براساس ارزیابی های اولیه و مجدد بیماران صورت می گیرد.ازنظر یک فیزیوتراپیست هر بیمار سکته مغزی منحصر به فرد بوده و به درمان خاص خود نیاز دارد

-فیزیوتراپیست به دلیل آگاهی از آناتومی عضلات اندام های فوقانی,تحتانی و تنه نقش مهمی در تنظیم یک برنامه درمانی موثر دارد

-ارزیابی قدرت عضلات اندام ها به صورت فعال,به فیزیوتراپیست این امکان را می دهد که با توجه به وضعیت بیمار,او را از یک سطح پایین تر به یک سطح بالاتر ارتقائ دهد

-فیزیوتراپیست به دلیل آشنایی با علم نوروآناتومی,نوروفیزیولوژی و علوم اعصاب, با دیدگاه علم کنترل حرکتی(Motor Control)به بیمار می نگرد.علم کنترل حرکتی علاوه بر سیستم عضلانی,اهمیت ویژه ای برای سیستم عصبی درنظر می گیرد

-فیزیوتراپیست موفق,برنامه اصلی خود را با توجه به وضعیت بیمار بر آموزش های حرکتی و تمرینات متمرکز می کند.سطح تمرینات با پیشرفت بیمار گسترده تر می شود

-فیزیوتراپیست با شناختی که از کل مفاصل بدن و نوروفیزیولوژی دارد,وضعیت های صحیح ایستادن و راه رفتن را به بیمار و همراهان او آموزش می دهد.چراکه آموزش های غلط منجر به الگوهای حرکتی ناصحیح می گردد و درنهایت باعث اختلال در میزان بهبودی و کیفیت آن می شود

-فیزیوتراپیست ها با تجربه ای که در درمان بیماران سکته مغزی دارند,نحوه انجام تمرینات عملکردی را با توجه به شرایط بیمار به او آموزش می دهند.تمرینات عملکردی باعث به کارگیری مفاصل بیشتری در یک عمل خاص می گردد و به تدریج با پیشرفت بیمار,سرعت تمرین و سطح آن افزایش می یابد

-با توجه به اینکه در بسیاری از موارد ترمیم و بازسازی مغزی بعد از تروما و آسیب عروقی,از یک الگوی هدف مند پیروی نمی کند و گاها با ایجاد پدیده ای بنام اسپاستیسیتی(Spasticity) الگوهای غلطی را در اندام ها ایجاد می کند,فیزیوتراپیست با آگاهی از این مسئله از همان ابتدای درمان تا حد زیادی این حالت نامناسب را کنترل می کند

-تنظیم یک برنامه منظم جهت افزایش هماهنگی (Coordination) و تعادل (Balance) میان گروه های عضلانی در وضعیت های مختلف که با توجه به شرایط و پیشرفت بیمار تغییر می یابد

-تاکید بر ایجاد حرکات ارادی و افزایش سرعت عمل همراه با حداکثر دقت

-گسترش حرکات ارادی ازطریق تحریکات کلامی-بینایی و تفسیر حرکت قبل از انجام آن

-ایجاد انگیزه لازم و افزایش اعتماد به نفس ازطریق تشویق با تحریک سیستم های هیجانی مغز

عوامل موثر بر میزان کیفیت درمان فیزیوتراپی بیماران سکته مغزی:

-تاکید بر انجام تمرین (Exercise) طبق نظر فیزیوتراپیست

-آموزش صحیح تمرینات به بیمار و همراهان او طبق نظر فیزیوتراپیست

-درمان های دارویی طبق نظر متخصص مربوطه

-میزان همکاری بیمار

-تکرار تمرینات در منزل توسط بیمار  و با کمک خانواده

-انگیزه و اراده بیمار

-سطح آسیب و میزان توانایی مغز جهت بازسازی مجدد

-سن و وزن بیمار

-وجود یا عدم اختلالات عضلانی -اسکلتی و بیماری های مفصلی

-وجود یا عدم بیماری قلبی، عروقی، بیماری تنفسی و بیماری های دیگر

-زمان کافی و طولانی فیزیوتراپی

-روحیه فرد و تلاش برای بهتر شدن

-میزان امید به زندگی

مدت زمان توانبخشی

طول توانبخشی شما به شدت سکته مغزی و میزان آسیب‌های وارده بستگی دارد. بعضی از بیماران خیلی زود بهبود می‌یابند در حالی که بعضی دیگر به ماه‌ها فیزیوتراپی نیاز دارند. برنامه توانبخشی سکته مغزی شما، که مخصوص خودتان طراحی می‌شود، بسته به سرعتتان در بازآموزی توانایی‌های عملی و مهارت‌های از دست رفته و سایر توانایی‌ها و مهارت‌های دیگری که نیاز به کار و تمرین دارند تغییر می‌کند. بعضی افراد بسیار سریع‌تر از دیگران به درمان جواب می‌دهند که این امر اغلب به شدتِ علائم بیمار مربوط می‌شود.